دیالوگ های ماندگار 153
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:21
رضا:حاضرم رسما در محضر محترم و رسمی این دادگاه و هرجایی که لازم شد از همسرم معذرت بخوام و از ایشون بخوام منو با بزرگواری به خاطر تمام اشتباهاتم که اعتراف می کنم باعث شده به سبزی زندگی مشترکمون صدمه وارد بکنه ببخشه و سبزی زندگی مون رو که با ارزش ترین چیز بعد از خداوند مهربون هست به من برگردونه و با م...
دیالوگ های ماندگار 154
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:20
رضا:فرید باباعشق اون نیست که وقتی دیدیش دلت بلرزهعشق اونه که وقتی نمی بینیشدلت میخواد کنده بشهخسرو شکیبایی - خانه سبز
دیالوگ های ماندگار 155
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:20
اگر جای رفتن ماندی و به جای ماندن رفتیو جای سکوت با صحبت کردن عوض شدو جای شجاعت و حماقت در زندگی جا به جا شدروزی همه چیز را تمام شده خواهی دیدحتی خودتبنیامین عقیلی - زندگی سخت
دیالوگ های ماندگار 156
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:20
حمید هامون(خسرو شکیبایی):آقای رئیس این خانوم این آقا و فک و فامیلاشون دست به دست هم دادن که منو نابود کنن پاسبان گذاشته سر محل که منو دستگیر کنه انگار من جنایت کردم حالا هم باید نفقشو بدم هم خونه رو بدم هم مهریه رو بدم هم بچه مو بدم هم شرفمو بدم چرا؟ چرا؟ من نمی تونم طلاق بدم؟ من نمی تونم این زن این...
دیالوگ های ماندگار 157
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:20
رضا موتوری(بهروز وثوقی):وقتی آدم تنـــــها میشهxa0به خیلی چیـــــزا دل می بندهرضا موتوری - مسعود کیمیایی
دیالوگ های ماندگار 158
-
تاریخ: 1395/7/29 ساعت: 23:19
رضـا سـرچـشـمـه(پـولـاد کـیـمـیـایـی):نـونِ سـنـگـک و فـهـمـیـدم چـه ریـخـتـیـهتـافـتـون بـربـری لـواش هـمـه جـورش و دیـدمولــی خـیـلی گـشـتـم و بـبـیـنـم نـونِ حـلـال چـه شـکلـیـهدسـت هـیـچـکـی نـدیـدم فـقـط شـنـیـدمجـــرم - مسعود کیمیایی
دیالوگ های ماندگار 149
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
تن تن: یه خبر خوب دارم یه خبر بد هادوک: خبر بد چیه؟ تن تن: همش یه گلوله داریم هادوک: و خبر خوب؟ تن تن: هنوز یه گلوله داریم ماجراهای تن تن - استیفن اسپیلبرگ
دیالوگ های ماندگار 150
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:59
بیلبو بگینز: من پیر شدم گاندالف میدونم به نظر نمیاد ولی توی قلبم پیری رو حس میکنم احساس میکنم لاغر شدم و کش اومدم درست مثل اینکه بخوای یه کره رو روی یک نون بزرگ بمالی xa0 ارباب حلقه ها - پیتر جکسون xa0
دیالوگ های ماندگار 151
-
تاریخ: 1395/7/25 ساعت: 10:58
فرودو: موردور امیدوارم دوستامون نجات پیدا کننسم: استرایدر(آراگورن) نجاتشون میدهفرودو: فک نکنم بازم اون ها رو ببینیم سم: آینده یعنی امید شاید دیدیمxa0ارباب حلقه ها(یاران حلقه) - پیتر جکسون
دیالوگ های ماندگار 146
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:12
کاکا رستم: همتون گوش وایسین من یه عمر منتظر این شب بودم ننه بابامو تو سیاه زمستون جلو روی خودم انداختن تو حوض ننه بابام غلام بودن این کارو کردن که من فرمونبر خوبی باشم اما من از اون شب عوض فرمون بردن زور گفتنو خوب یاد گرفتم xa0 داش آکل - مسعود کیمیایی
دیالوگ های ماندگار 147
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:12
سید(بهروز وثوقی): ببین اصغر آقا اگه رضایت دادی دادی اگه ندادی باز همدیگه رو میبینیم بالاخره یه جوری میشه دیگه اون وقت من میدونم و تو و یه ضامن دار اینقدی xa0 گوزن ها - مسعود کیمیایی
دیالوگ های ماندگار 148
-
تاریخ: 1395/7/23 ساعت: 22:11
دون کورلئونه(مارلون براندو): من تموم زندگیم سعی کردمکه بی تفاوت نباشمزن ها و بچه ها می تونن بی تفاوت باشنولی یه مرد نمیتونه پدر خوانده - ۱۹۷۲فرانسیس فورد کوپولا
دیالوگ های ماندگار 141
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 5:54
قیصر:وقتی تاس آدم بد نشستبد نشست اما من فرار نمیکنمفرار آدمو کوچیک میکنهولی من تا آخرشو میرمxa0قیصر - مسعود کیمیایی
دیالوگ های ماندگار 142
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 5:54
رضا: خداحافظ شما خدا شفا بده انشاالله یکی از دیوانگان: خدا نکنه xa0 رضا موتوری - مسعود کیمیایی xa0
دیالوگ های ماندگار 144
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 5:53
رضا موتوری:بیخودی هوس کردمفردا عصر برم پولا رو پس بدم xa0 ننه:که دختره خوشش بیاد؟ xa0 رضا:نه ننه میخوام هفتاد سال سیاهxa0کسی خوشش نیادxa0برعکس میخوام همه بدشون بیادxa0این منم که میباس خوشم بیاد xa0 رضا موتوری - مسعود کیمیایی xa0
دیالوگ های ماندگار 145
-
تاریخ: 1395/7/19 ساعت: 5:53
داشآکل: وقتی مرد غم داره یه کوه درد داره xa0 داش آکل - مسعود کیمیایی